بازگشت به خانه

ـ «مامانی، ما رو اینجا آوردن چی کار؟» این فریبا بود که با مادرش حرف می‌زد. آن‌ها را کف حیاط، پشت به پشت نشانده بودند و مچ دست‌هایشان را دور شکم آن یکی، با زنجیر به هم بسته و رفته ادامه مطلب